![]() |
![]() |
|
| نمایندگی 13-white fox |
|
گذشتن از تو.... برایم چقدر سنگین بود بخند شاپرکم!!... سرنوشتمان این بود که تو عبور کنی از...... هزار توی ِ زمان و من... بهانه... که باز ازدحام.... سنگین بود هزار حرف ِ نگفته........ هزار ضرب ِ سکوت هنوز وقت نداری؟ ........ زمان ٍتدفین بود چقدر عربده؟ تا کِی پناه ِ گنجه ی قُرص؟ گذشت او........ که صدایش همیشه تسکین بود تو رفتی و.... نگرفتی سراغی از من و........ من میان ٍفاصله هایی که چون..... گیوتین بود__ __رها شدم ....و چه سرسام آور است ...اینبار بروی ریل ِ سکون که... بدون ِ کابین بود □□
گذاشتم غزلی را که عاشقش بودی بروی ِ قبر همانجا که جای ِ یاسین بود
|
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم شهریور 1385ساعت توسط علی امینی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
علی امینی-متولد 22/6/1366 اصفهان-دانشجوی ورودی 84 مهندسی پزشکی دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات تهران-و....
تو سمت آستان غزل پیش میروی منهم لگد به بخت خودم میزنم.....همش |
| پیوندهای روزانه |
|
شابو مهرداد فرشته های عقیم شده ِفاطمه مرادی وهید ایمان مستشارنظامی مونا زنده دل شاهد زهره جعفرزاده فورگت فول مریم کرگدن فهیم جیبی عروض دات کام جان فدا پرستو آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|